محکوم به اعدام: آخرین آرزوم اینه که پسرم را ببینم. دادستان: اشکال نداره، پسرت کجاست؟ محکوم: من هنوز ازدواج نکرده ام!
خدمتکار با عجله نزد اربابش میرود و میگوید:ارباب مژده بدهید پسرتان برای اولین بار گفت بابا. ارباب گفت:کی و کجا این اتفاق افتاده؟ خدمتکار:امروز صبح در باغ وحش نزدیک قفس میمونها.
پدر برای اولین بار دید که دخترش به جای اینکه دو ساعت با تلفن حرف بزنه بعد از یک ربع حرف زدن تلفن رو قطع کرد. پدر پرسید: کی بود؟ دختر جواب داد: شماره رو عوضی گرفته بود
غضنفر به زنش میگه میخوام برای تعطیلات ببرمت دور دنیا زنش میگه : نه ! بریم یه جای دیگه
آقای چیز تو جبهه محاصره میشه تفنگشو میندازه زمین میگه من دیگه بازی نمی کنم !!!
زن چیز به شوهرش میگه بروجبهه هرکس میره کولرمیدن آقای چیز میره شهید میشه شب میاد خواب زنش میگه خیالت راحت شد؟ خنک شدی!؟
اس ام اس چیز به نامزدش برای تولد: عزیزم تولدت مبارک ایشالا تا آخر عمر زنده باشی !
به چیز میگن یه ضرب المثل بگو میگه: فلفل نبین چه ریزه بشکن بریز تو آبگوشت وانگهی دریا شود!
راهنمایی و رانندگی شهر چیز اینا برای چندمین بار اعلام کرد: شهروندان عزیز برای آزمایش شهری احتیاج نیست ناشتا باشند!
پسر گرگانی...
ما را در سایت پسر گرگانی دنبال میکنید
برچسب: جک,طنز,خنده دار,خنده بازار , پسر گرگانی,
نویسنده: حمید گرگانی
بازدید: 102